درباره ستاد ملی صبر استان چهارمحال و بختیاری

ستاد ملی صبر در چهارمحال و بختیاری؛ از فرهنگ گفتوگو تا گسترش صلح و سازش
صلح، بخشایش و رضایت سه مفهومی هستند که در کنار یکدیگر، فلسفه شکلگیری «ستاد ملی صبر» را توضیح میدهند؛ مجموعهای که تلاش میکند حل اختلاف و کاهش تنشهای اجتماعی را تنها به فرآیندهای قضایی محدود نکند و از ظرفیت مردم، بزرگان، معتمدان، نخبگان، فعالان اجتماعی و صلحیاران برای ایجاد سازش و اصلاح روابط استفاده کند.
در این نگاه، صلح فقط به معنای پایان یک دعوای حقوقی یا کیفری نیست؛ بلکه نوعی فرهنگ اجتماعی است که از خانواده و محله آغاز میشود و میتواند تا سطح جامعه گسترش پیدا کند. بر همین اساس، ستادهای صبر در کشور با هدف تقویت فرهنگ صلح و سازش، افزایش مشارکت نهادهای مردمی و کمک به حل اختلافات شکل گرفتهاند.
ستاد صبر؛ حلقه اتصال دستگاه قضایی و ظرفیتهای مردمی
یکی از ویژگیهای مهم ستاد صبر، استفاده از ظرفیتهایی است که خارج از ساختار رسمی دستگاه قضایی قرار دارند اما میتوانند در حل اختلافات نقش مؤثری ایفا کنند.
بسیاری از اختلافات اجتماعی پیش از آنکه به یک پرونده قضایی تبدیل شوند، در خانواده، محیط کار، محله یا میان افراد شکل میگیرند. در چنین شرایطی، گفتوگو، میانجیگری، استفاده از افراد مورد اعتماد و تلاش برای نزدیک کردن دیدگاههای طرفین میتواند از تشدید اختلاف جلوگیری کند.
ستاد صبر با شناسایی و ساماندهی ظرفیتهایی مانند صلحیاران، تلاش میکند این توان اجتماعی را در مسیر حل اختلاف و ایجاد سازش به کار بگیرد. صلحیاران میتوانند با توجه به شرایط پرونده و جایگاه اجتماعی خود، در فرآیندهای صلح و سازش نقشآفرینی کنند.
چهارمحال و بختیاری؛ ظرفیت ارزشمند برای صلح و سازش
استان چهارمحال و بختیاری از ظرفیتهای قابل توجهی در حوزه مشارکت اجتماعی، نقشآفرینی بزرگان، معتمدان، روحانیون، فرهنگیان، دانشگاهیان و گروههای مردمی برخوردار است. همین ظرفیت میتواند پشتوانه مهمی برای فعالیتهای ستاد صبر در استان باشد.
تجربه سالهای اخیر نشان داده است که در بسیاری از اختلافات، حضور افراد مورد اعتماد طرفین میتواند مسیر پرونده را از تقابل و تنش به سمت گفتوگو و تفاهم تغییر دهد.
در استان چهارمحال و بختیاری نیز تلاش صلحیاران و اعضای ستاد صبر در برخی پروندههای مهم، از جمله پروندههای قتل، به نتیجه رسیده است. برای نمونه، بر اساس گزارش منتشرشده در سال ۱۴۰۳، در سال ۱۴۰۲ تعداد ۹ فقره پرونده قتل عمد با رضایت اولیای دم به صلح و سازش منجر شد و یکهزار و ۴۴۶ پرونده نیز توسط صلحیاران مورد رسیدگی قرار گرفت که به رضایت طرفین انجامید.
این آمار تنها یک عدد نیست؛ پشت هر پرونده، خانوادههایی قرار دارند که ممکن بود سالها درگیر اختلاف، رفتوآمد قضایی و آثار اجتماعی یک نزاع باقی بمانند.
صلح؛ پیش از آنکه یک پرونده قضایی شکل بگیرد
یکی از مهمترین رویکردهای ستاد صبر، توجه به مرحلهای است که هنوز اختلاف به یک بحران جدی تبدیل نشده است.
گاهی یک اختلاف خانوادگی، یک سوءتفاهم میان همسایهها، اختلاف مالی یا یک درگیری اجتماعی در ابتدا مسئلهای قابل مدیریت است؛ اما اگر گفتوگو متوقف شود و هر دو طرف صرفاً بر موضع خود پافشاری کنند، ممکن است اختلاف به نزاعی پیچیده تبدیل شود.
از این منظر، ترویج فرهنگ صبر و گفتوگو میتواند نقش مهمی در پیشگیری از شکلگیری اختلافات جدی داشته باشد.
فرهنگ صلح زمانی در جامعه نهادینه میشود که افراد یاد بگیرند برای هر اختلافی الزاماً نخستین راهحل، شکایت و تقابل نیست. گاهی گفتوگو، شنیدن طرف مقابل، پذیرش اشتباه و استفاده از یک فرد مورد اعتماد میتواند راهی کمهزینهتر و انسانیتر برای حل مسئله باشد.
نقش صلحیاران در جامعه
صلحیاران را میتوان یکی از مهمترین سرمایههای اجتماعی ستاد صبر دانست. این افراد الزاماً فقط از میان کارکنان دستگاه قضایی انتخاب نمیشوند؛ بلکه میتوانند از میان افراد معتمد و اثرگذار جامعه شناسایی شوند.
افرادی مانند بزرگان محلی، معتمدان، روحانیون، دانشگاهیان، فرهنگیان، فعالان اجتماعی و افراد دارای توانایی میانجیگری میتوانند در صورت برخورداری از شرایط لازم، در مسیر صلح و سازش نقشآفرینی کنند.
نقش صلحیار تنها میانجیگری میان دو نفر نیست؛ بلکه در سطحی گستردهتر، میتواند به تقویت فرهنگ گفتوگو در جامعه کمک کند.
جامعهای که در آن افراد پیش از قضاوت کردن یکدیگر، با هم گفتوگو میکنند، ظرفیت بیشتری برای مدیریت اختلافات دارد.
صلح در پروندههای مهم؛ جایی که گذشت معنای دیگری پیدا میکند
اهمیت فعالیت ستاد صبر در پروندههای مهم و حساس بیشتر نمایان میشود؛ پروندههایی که آثار آنها تنها به دو طرف اختلاف محدود نمیشود و ممکن است چند خانواده و حتی یک جامعه محلی را تحت تأثیر قرار دهد.
در پروندههای قتل و قصاص، موضوع رضایت اولیای دم اهمیت ویژهای پیدا میکند. در چنین شرایطی، صلحیاران با رعایت چارچوبهای قانونی و با استفاده از ظرفیت بزرگان و افراد مورد اعتماد تلاش میکنند زمینه گفتوگو و بخشایش را فراهم کنند.
البته صلح و گذشت به معنای نادیده گرفتن حق یا بیاهمیت دانستن آسیب واردشده نیست. بلکه زمانی ارزشمند است که با اختیار، آگاهی و رضایت صاحبان حق شکل بگیرد.
به همین دلیل، صلح را باید بخشی از عدالت ترمیمی دانست؛ رویکردی که تلاش میکند علاوه بر رسیدگی به جنبه قانونی یک اختلاف، آثار اجتماعی و انسانی آن را نیز مورد توجه قرار دهد.
ستاد صبر و کاهش هزینههای اجتماعی اختلافات
هر اختلافی که به یک پرونده طولانی قضایی تبدیل شود، علاوه بر هزینههای مستقیم، هزینههای اجتماعی و روانی نیز برای افراد و خانوادهها به همراه دارد.
رفتوآمدهای مکرر، از بین رفتن روابط خانوادگی یا همسایگی، ایجاد کدورت میان افراد، فشار روانی و گاهی ادامه اختلاف میان نسلهای بعد، تنها بخشی از پیامدهای یک نزاع طولانی است.
از این رو، موفقیت یک فرآیند صلح و سازش را نباید فقط با تعداد پروندههای مختومه سنجید. گاهی ارزش واقعی یک سازش در جلوگیری از شکلگیری اختلافات بعدی و بازگرداندن آرامش به یک خانواده یا محله است.
فرهنگ صلح از مدرسه و خانواده آغاز میشود
اگر هدف، ایجاد جامعهای صلحمحور باشد، فعالیتهای ستاد صبر نباید تنها به پروندههای قضایی محدود شود.
فرهنگ صبر، گفتوگو، مسئولیتپذیری و پذیرش تفاوتها باید از سالهای کودکی و نوجوانی آموزش داده شود.
مدرسه یکی از مهمترین محیطها برای آموزش این مهارتهاست. نوجوانی که یاد میگیرد چگونه بدون توهین، تهدید یا خشونت درباره اختلاف خود با دیگران گفتوگو کند، در آینده نیز شهروندی خواهد بود که در مواجهه با مشکلات اجتماعی، به دنبال راهحل منطقی است.
در این میان، برنامههای آموزشی برای «صلحیاران نوجوان» و توجه به مهارتهایی مانند گفتوگو، میانجیگری، کار تیمی و حل مسئله میتواند زمینه تربیت نسل جدیدی از کنشگران اجتماعی در حوزه صلح و سازش را فراهم کند.
نقش رسانه در ترویج فرهنگ صبر
رسانه نیز در این مسیر نقش مهمی دارد.
صلح زمانی به یک فرهنگ عمومی تبدیل میشود که روایتهای مربوط به گذشت، بخشایش، گفتوگو و حل اختلاف در جامعه دیده و شنیده شود.
رسانهها میتوانند با معرفی تجربههای موفق صلح و سازش، گفتوگو با صلحیاران، انتشار مطالب آموزشی و تبیین مهارتهای حل اختلاف، نگاه جامعه را نسبت به مفهوم سازش تغییر دهند.
در واقع، یکی از وظایف رسانه در حوزه صلح این نیست که فقط نتیجه یک پرونده را اعلام کند؛ بلکه باید نشان دهد چگونه یک اختلاف از نقطه تنش به نقطه تفاهم رسیده است.
این روایتها میتوانند به مردم یادآوری کنند که در بسیاری از موارد، پایان یک اختلاف الزاماً به معنای پیروز شدن یک طرف و شکست طرف دیگر نیست؛ گاهی هر دو طرف با رسیدن به یک توافق منطقی، از ادامه خسارت جلوگیری میکنند.
ستاد صبر؛ نهادی برای ساختن اعتماد
یکی از مهمترین سرمایههای هر جامعه، اعتماد است.
وقتی مردم بدانند اختلافات آنها میتواند در فضایی آرام، محترمانه و با حضور افراد مورد اعتماد بررسی شود، احتمال انتخاب مسیرهای منطقی برای حل اختلاف افزایش پیدا میکند.
ستاد صبر میتواند با توسعه شبکه صلحیاران، ارتباط مؤثر با نهادهای مردمی، استفاده از ظرفیت مساجد، مدارس، دانشگاهها، اصناف و گروههای اجتماعی، نقش مهمی در تقویت این اعتماد ایفا کند.
هدف نهایی این نیست که مردم از حقوق قانونی خود صرفنظر کنند؛ بلکه هدف آن است که پیش از رسیدن اختلاف به نقطهای غیرقابل بازگشت، فرصت گفتوگو و سازش وجود داشته باشد.
آینده ستاد صبر در چهارمحال و بختیاری
آینده فعالیت ستاد صبر در چهارمحال و بختیاری میتواند بر پایه یک رویکرد اجتماعی گستردهتر شکل بگیرد؛ رویکردی که در آن صلح تنها یک فرآیند برای پایان دادن به پروندهها نباشد، بلکه به بخشی از فرهنگ عمومی استان تبدیل شود.
تقویت آموزش صلحیاران، شناسایی افراد اثرگذار در شهرستانها، توسعه فعالیتهای فرهنگی، حضور در مدارس و دانشگاهها، استفاده از ظرفیت مساجد و گروههای مردمی، تولید محتوای رسانهای و معرفی تجربههای موفق سازش میتواند از محورهای مهم این مسیر باشد.
در چنین رویکردی، ستاد صبر تنها زمانی وارد میدان نمیشود که یک اختلاف به بحران تبدیل شده باشد؛ بلکه تلاش میکند از ابتدا زمینه شکلگیری گفتوگو، مدارا و احترام متقابل را در جامعه تقویت کند.
سخن پایانی
ستاد ملی صبر را میتوان تلاشی برای پیوند دادن ظرفیت قضایی با سرمایه اجتماعی جامعه دانست؛ تلاشی که در آن «صلح، بخشایش و رضایت» صرفاً سه واژه نیستند، بلکه سه عنصر برای مدیریت انسانیتر اختلافات اجتماعی به شمار میروند.
در چهارمحال و بختیاری نیز تجربه پروندههای منجر به سازش نشان داده است که ظرفیت صلحیاران و افراد مورد اعتماد جامعه میتواند در حل اختلافات نقشآفرین باشد.
با این حال، مهمتر از حل یک پرونده، ساختن فرهنگی است که در آن مردم پیش از رسیدن اختلاف به نقطه بحرانی، گفتوگو را انتخاب کنند؛ پیش از قهر، شنیدن را بیاموزند و پیش از تقابل، فرصت تفاهم را امتحان کنند.
صلح زمانی پایدار میشود که از یک پرونده آغاز نشود؛ بلکه از فرهنگ، خانواده، مدرسه، محله و رفتار روزمره مردم آغاز شده باشد.
